تجزیه و تحلیل سیستم :
تجزیه و تحلیل سیستم به دو بخش تفکیک می شود:
الف) تجزیه و تحلیل چرخه تقسیم به اجزای کوچکتربرای مطالعه و در نهایت حل مشکل را شامل خواهد شد. ب) سیستم عبارت از اجزاء به هم وابسته با یکدیگر از ترکیب این دو واژه، تجزیه و تخلیل سیستمها وظیفه دستیابی به یک مقصد یا هدف از پیش تعیین شده را در برمی گیرد.
تجزیه و تحلیل سیستمها شامل مطالعه و طراحی پدیده(سیستم) برای اصلاح و به قصد بهتر شدن آنست. روش برخورد تجزیه و تحلیل سیستمی،با روش آزمایش وخطا برای حل مشکل تفاوت اساسی دارد.
درآزمایش و خطا تعداد محدودی راه حل بالقوه برای یک مشکل شناسایی شده و به طور تصادفی تک تک آنها مورد آزمایش قرارمی گیرند. در روش برخورد تجزیه و تحلیل سیستمی تمامی عوامل مؤثر ومحدودیتها شناسایی می گردد و اثر آنها در نقاط تصمیم گیری در سیستم مورد ارزیابی واقع می شوند. نقطه تصمیم گیری به نقطه ای از یک سیستم اطلاق می شود که در آن یک فرد یا مکانیسم خودکار می بایستی به صورت مواجهه با داده اطلاعاتی، اقدام به بروز عکس العمل یا مبادرت به تصمیم گیری نماید.(معینیان، داود،1385 ).
تجزیه وتحلیل سیستمی: کسی که این روش را به کار می برد- صرف نظر از هدفش که خواه تجزیه و تحلیل و طرح ریزی سیستم جدید، وخواه طرح ریزی دوباره سیستم موجود باشد- به جاییخواهد رسید که دیگر هیچ ضابطه و قاعده ای او را هدایت نمی کند و او، به اقتضای نیازی که دارد خود باید در هر مورد راه حلهای درست و ضروری را بیابد. هنگام حل یک مسئله نیز،ما همین راه را طی می کنیم. به این معنی که به کمک فرض و فرمولهایی که از پیش در دست داریم، مقداری از مسئله را حل می کنیم، سپس به جایی می رسیم که باید راه حل جدیدی بیابیم. ما از فعل وانفعالاتی که در مغز انسان در این گونه موارد پیدا می شود بی خبریم. ولی به تجربه دریافته ایم که مغز پس از مدتی تلاش، ناگهان بین اجزای مسئله ، رابطه جدیدی می یابد و به راه حل نوی می رسد. گاه نیز همه پاسخ مسئله، یکباره و در یک چشم برهم زدن، برما روشن می گردد. (روسنی.ژوئل دو و بیشون.جون ،ترجمه جهانبگلو،1370)
مزیت تجزیه وتحلیل سیستمی : یکی از مزایای به کار بردن روش تجزیه و تحلیل سیستمها این است که ما می توانیم با این روش با هرنوع مسئله و هر وضعی روبرو شویم.
شاید با بکار بستن این روش ما با دشواریهایی روبرو شویم. مثلاً پی بریم که سیستم مورد بررسی ما درست کار نمی کند و وجود اختلالاتی باعث می گردد که کاری را باید بکند به انجام نمی رساند. در این قبیل موارد، باید نخست مسئله و مشکل را تجزیه و تحلیل کرد وشناخت. ممکن است که نقص و خلل به این سبب باشد که سیستم به شیوه ای غیرمعمول کارکند. درچنین وضعی، شما به هر اندازه هم که کاوش کنید. در خود سیستم وطرزکار آن عیبی نخواهد یافت. (همان منبع).
هنگامی که شکل و وضع مسئله مورد بررسی، برشما روشن شد، آنگاه می توانید به بررسی زیرسیستمهای مسئله و یا شرایط بیرونی و پیرامونی آن بپردازید. در این کار باید کوشید تا نخست «زیز سیستمها» و روابط متقابل آنها را مشخص کرد و سپس شبیه سیستم را ساخت. آن گاه می توان این الگو را در عمل آزمود و ارزش فرضیات را روشن نمود. در گامهای نخست، بررسی ساده است زیرا کار را قسمت به قسمت و مرحله به مرحله انجام می دهیم، ولی کم کم، ضرورت ایجاب خواهد کرد که بیشتر وارد جزئیات شویم و زیرسیستمهای بیشتری را بررسی کنیم. (روسنی.ژوئل دو و بیشون.جون ،ترجمه جهانبگلو،1370)
تجزیه و تحلیل سیستمی هنگامی کامل می شود که شما به اندازه کافی سیستم را شناخته باشید وبتوانید رفتار آنرا پیش بینی کنید(واگر هدف علمی هم داشته باشید، باید بکوشید تا به طرز کار سیستم نیز آشنا شوید).
تجزیه وتحلیل سیستمی تا حدی شبیه شنا کردن است. ممکن است که فن شنا کردن را به شما بارها و بارها آموخته باشند، اما همین که پا در آب گذاشتید، شما هستید وشما، وهرکسی باید خود برای شنا کردن بکوشد و خویشتن را از غرق شدن برهاند و شاید آموزشهای پیشین شما را فقط اندکی یاری کند. در روش سیستمی نیز شما با تمیرینهایی که می کنید، می آموزید که چگونه با مسائل روبرو شوید. (همان منبع).
منابع:
روسنی.ژوئل دو و بیشون.جون(1370). روش تفکر سیستمی ، ترجمه امیرحسین جهانبگلو، تهران: انتشارات پیشبرد.
معینیان، داود (1385). جایگاه نگرش سیستمی در نظام آموزشی، تهران: انتشارات شهرآب.
.: Weblog Themes By Pichak :.
