بررسی موانع به کارگیری روشهای فعال تدریس از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی

در محتوای درس علوم تجربی ( یک مطالعه کیفی )

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی موانع به کارگیری روشهای فعال تدریس از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی در محتوای درس علوم تجربی در شهرستان قائم شهر می پردازد.

یکی از مباحث مهمی که امروزه در آموزش و پرورش کشور ما مطرح می باشد و به عنوان یک نیاز اساسی و گامی پایه ای توجه بسیار زیادی را به خود معطوف نموده است، روشهای فعال و مشارکتی تدریس و جایگزینی آنها با روشهای سنتی و غیرفعال تدریس می باشد. این نیاز به ویژه در درس علوم تجربی دوره ابتدایی که یکی از دروس اساسی و به روز می باشد، کاملاً احساس می شود. اما برای انجام این کار شناخت موانع و درواقع آسیب شناسی موانع بکارگیری این روشها در تدریس درس علوم تجربی می تواند گامی مهم در راستای تحقق این مهم باشد.

نوع پژوهش حاضر کیفی و با روش پدیدارشناسی دیدگاه معلمان دوره ابتدایی را در باره موانع به کارگیری روشهای فعال تدریس در محتوای درس علوم تجربی این دوره بررسی می کند.

شیوه گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه سازمان یافته می باشد که با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمندملاک محور که یکی از شیوه های نمونه گیری در تحقیقات کیفی است تعداد ده نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان قائم شهر را با توجه به سوابق آموزشی بالا و موفق در زمینه تدریس مورد مطالعه قرار داده است.

یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که ازدیدگاه معلمان موانع به کار گیری روشهای فعال در محتوای کتاب علوم تجربی در این دوره شامل کمبود زمان لازم برای تدریس، مفاهیم انتزاعی کتابهای علوم تجربی و تدوین محتوا به صورت متمرکز می باشد.[1]

کلیدواژه ها: روشهای فعال تدریس، محتوای درس علوم تجربی، معلمان دوره ابتدایی


[1] . میکائیل علی پور، کمال محبوبی، بنفشه آقاجانی ریکنده

* پنجمین همایش ملی پژوهش های حرفه ای در روانشناسی و مشاوره با رویکرد« از نگاه معلم».(1402) . کتاب مجموعه مقالات همایش،دانشگاه هرمزگان و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان میناب

با مشارکت مؤسسه علمی آموزشی و پژوهشی آنامیس نگار، 14 مرداد ماه.

https://hmazm.ir/fa/